معماری سنتی
 

 مورد بسیار مهم در درک معماری­های شرق، نحوه برخورد با مقوله هندسه در بیان افکار و اندیشه­هاست. بدون شک زبان بیان معماری­های جهان بر هندسه استوار است و از طریق روابط هندسی می­توان کلیت کالبدی را آشکار ساخت. 3 گذر از نظم­های غریزی یا ناخودآگاه به نظم­های مبتنی بر هندسه، خود فرآیندی آگاهانه بوده4 و کمالی که تقارن هندسی نمادی از آن است با دنیای کمال نیافتنی آدمی در تضاد است.5

هندسه معماری در ایران از این قانون پیروی می­کند؛ پیچیدگی در کثرت، پیچیدگی در قابلیت­های ترکیبی پنهان و بازگشت به وحدت و مرکزیت. همچنین استواری هندسه در تفکری راه یافته که بیهودگی و پراکندگی در آن جایی ندارد. قرینه­سازی اوج یک تفکر استوار است که با احکام و دستور العملهای روشن و با آهنگی منظم به جلو می­رود. تکرار حساب شده ستون­ها و فضاها در سلسله مراتب تکمیلی خود، تکرار زمزمه­های حقیقت جاودان است. 6

در قیاس با آن، تاریخ معماری ژاپن، دارای روندی تکاملی است از یک بی­نظمی صوری در خلاقیت که درآن تلاش انسان برای استقرار نظم مورد نظر خود در طبیعت، بطور ناآگاهانه صورت می­گیرد. در این تفکر طبیعت اساس «نظم» است و انسان آنرا به عنوان یک عامل مهم برای رسیدن به یک درک متعالی از نظم پذیرفته است. 7

در مقیاس خرد، در این معماری، سیستم­های تنظیم ابعاد و تناسبات در ساختمان شناخته شده بوده است. این سیستم­ها نه تنها به صورت تعین­کننده­های عملکردی و تکنیکی فرم و فضای معماری بلکه همراه با نیّات زیبایی شناسانه برای ایجاد احساس نظم بین اجزای یک ترکیب بصری، به کار رفته­اند.

در ایران «پیمون» وسیله تنظیم ابعاد و هماهنگی تناسبات بوده است. نظام پیمون انعطاف­پذیر و متناسب با مقیاس انسانی است و در عین بهره­برداری از الگوهای مشترک دارای تنوع می­باشد. نظام پیمون، پیش ساختگی اجزای معماری را نیز ممکن می­سازد.

در معماری ایرانی جهت­های اقلیمی و آئینی (قبله) در تعیین راستاهای خانه، همچنین جانمایی عملکردهای مختلف نقش دارد.

 

در شکل و ترکیب ابنیه ایران احساس عظمت معنوی در کمال سادگی و خلوص مد نظر قرار داشته و سادگی ترکیبات این هندسه منجر به خلق فضاهایی شده که دریافت معانی آن از طریق  حرکت بدن و چشم انسان صورت می­گیرد. در این معماری کمال جویی در ارائه تصاویری کامل تجلّی می­یابد، آنچه که به چشم دیده می­شود قطعیت ترکیب جسم­ها، بیانی روشن و صریح ولی مملو از رمز و راز است. 14

حیاط خانه­ها هسته­های تشکیل دهنده وحدت فضایی و عامل رساندن عناصر عملکردی یا جزئیات میانه و دور به مرکز جمع کننده­ی تنوع­ها و گوناگونی­هاست.

در بررسی نما نیز در این معماری خطوط افقی بر خطوط قائم غالبند. تأکید بر خط آسمان در معماری مسکونی ایران، نشانگر حضور یک معماری متوازن افقی است.

خطوط افقی ایوانها و خط الرأس بام خطوط قائم بنا را قطع می­کنند و بر افقی بودن بنا تأکید دارند. این تأکید که معماری ایرانی، را بسیار آرام و ملایم می­نمایاند، باعث شده تا با خطوط و انحناهای افقی طبیعت هماهنگی بیشتری برقرار کند. از طرف دیگر می­توان گفت از آنجایی که در این معماری به تناسبات انسانی و مردم­وار بودن معماری توجه شده است، ارتفاع پایین سقف­ها در بناها به خصوص خانه­ها، محیط را برای افرادی که بیشتر وقت خود را نشسته بر روی زمین می­گذرانند مأنوس­تر می­سازد.

 

 طبیعت:

 همدلی و احترام به طبیعت ریشه­های عمیق فرهنگی در فرهنگ ایرانی دارد و همزیستی انسان، معماری و طبیعت در معماری سنتی ایران کاملاً مشهود است.16 هرچند نحوه برخورد این دو معماری با طبیعت متفاوت و برخاسته از دو فلسفه فکری و دو اقلیم متفاوت می­باشد، ولی نمی­توان انکار کرد که هر دوی این معماریها بر اساس احترام به طبیعت شکل گرفته­اند. 17

تفکر درباره طبیعت، اجزا، و عناصر آن، قوانین و نظام متقن حاکم بر جهان هستی همچنین غور در هماهنگی و تعادل موجود در کائنات به عنوان تجلی علم و قدرت الهی یکی از مقولات بسیار مهمی است که فرهنگ ایرانی به آن تکیه دارد. علاوه بر این قرآن، کتاب آسمانی، تمام عالم طبیعت را آکنده از آیه و نشانه­هایی برای شناخت ماورای طبیعت می­داند. 21 اشارات فراوان در قرآن درباره گیاه، آب، نور و اجزاء طبیعت و اجزاء و عناصر آن وجود دارند گوشزد نمایند. 22 نمونه عالی این نوع معماری، ساختمان کوشک هشت بهشت است. هرگاه از سطح­های مختلف آن عبور می­کنیم طبیعت و برشی از آسمان در کنار ما و در زوایای مختلف قرار دارند و تضادهای داخل و خارج همچون گردش روزگار معرف تصویری است که در آن وقار، آرامش و سکوت طبیعت راه­گشای مکث، عبادت و تجلیل از به ابعاد گستره جهان است.23

باغچه­های کوچک حیاطهای ایرانی در ترکیب با درخشش نور ماه در آب  حوض در واقع کشاندن طبیعت به داخل خانه می­باشند.

حضور و غلبه طبیعت در هر دو معماری فقط محدود به عناصر باغ نمی­شود. جلوه­های دیگری از طبیعت نظیر باد و ماه نیز در هر دو معماری تأثیراتی گذارده است. حرکت باد در معماری ژاپنی از میان شاخ و برگ درختان با نوای خیال انگیزش بر آرامش، آسایش و سکوت باغ می­افزاید. باد سرانجام به ایوان**

 حضور و غلبه طبیعت در این معماری تنها  محدود به عناصر باغ نمی­شود، جلوه­های دیگری از طبیعت نظیر باد و ماه نیز در این معماری اثر گذارده است. در معماری سنتی ایران حرکت باد در ایجاد آسایش ساکنین خانه بسیار موثر است، وجود عنصر منحصر به فرد بادگیر نمونه­ای از تلاش معمار ایرانی برای به خدمت گرفتن مواهب طبیعت است.

در خانه ایرانی فضای «مهتابی» در شبهای تابستان مأمن اهل خانه است تا خستگی روز را با مشاهده جمال به ماه آرامش مبدل کنند. احترام به طبیعت،  هماهنگی با طبیعت و استفاده بهینه از آن در استفاده از مصالح بوم آورد برای ساخت ابنیه تأثیرگذاشته است.

ایکبانا یکی از اصیل­ترین تزئینات گنجه در اتاق شاهنشین است که مناسب با فصول سال تغییر می­کند. در معماری ایرانی نیز طبیعت در قالب اختصار  و در رنگ سبز و قرمز گلدانهای شمعدانی در کنار حوض، لبه ایوان و یا روی پله­ها خودنمایی می­کند. در معماری ایرانی آنجا که معماری برای فراهم آوردن شرایط آسایش انسان از حداقل روزانه و بازشو بهره­مند است باز طبیعت به صورت استعاره­ای در هنر تزئین ایرانی نظیر نقوش فرش و کاشی و مشبک­های پنجره نمایان می­شود.

 

 خلوت:

واقعیت شامل مجموعه حقایق و ضد حقایق است، در مقابل هر حقیقتی یک ضد حقیقت وجود دارد که آن نیز به نوبه خود یک حقیقت است. وقتی تنها حقیقت یا چند حقیقت را در نظر می­گیریم فضا نیمی از واقعیت در بر گرفته می­شود که از کمال و خلاقیت بی­خبر است (هرمان هسه)

این حقیقت همان تهی، خلاء و خلوت است. جایی که برای رسیدن به آن باید از هست گذشت و نیست شد و در سادگی و بی­پیرایگی تفکر و تعمق نمود. خلق فضایی مناسب برای خلوت و تفکر همواره یکی از اصول معماری ایرانی است. در عرفان اسلامی «خلوت» و «خلسه» و رسیدن به حقیقت بی انتها و رسیدن به آرامش ابدی تلقی می­شود.

خلوت، اساس معماری ایرانی است، جوهره اصلی فضای ایرانی حیاط است و ماده و توده اطراف آن در جهت تفکیک تعریف خلوتها شکل می­گیرد. در چنین حیاطی با ساخت حوض در مرکز حرکتی بوجود می­آید، حرکت فرد دور حوض و در فضایی خلاء گونه است، آنجا که تعمق و تدبّر بیشتر توسیه می­شود، یعنی جایی که شخص باید از خود بگذرد.

در شهر ایرانی حداکثر توجه و بیشترین تزئینات مخصوص فضای درون بوده است. ارزش معماری ساختمانها هم بیش از آنکه ناشی از ترکیب احجام توپر باشد وابسته به کیفیت فضاهای پوشیده و یا سربازی است که گویی در توده منسجمی از خاک و آجر تراشیده شده است. ادراک معماری هم از مشاهده ماده حاضر و قابل لمس حاصل نمی­شود بلکه از حجم تهی و فضای خالی و غیر قابل لمسی شناخته می­شود که پوسته­ای آنرا تعریف می­کند. 28

فضای حیاط و گودال باغچه معماری کویری ایران تداعی کننده مفهوم تهی در این معماری است.

ساده گرایی باور عمیق به اصل سکون، سکوت و آرامش، مبنا را بر حذف زوائد می­گذارد.

در معماری ایرانی دالان، فضای ارتباطی بیرون و درون به شمار می­رود. فضای دالان در معماری خانه­های ایرانی چنان اهمیتی می­یابد که به جرأت می­توان آنرا جوهر اصلی فضاهای خانه­ها، دانست.

در این فضاست که گسستن از بیرون و پیوستن به درون به تدریج حاصل می­شود. زندگی جهانی بیرون، صداها، رنگها، و حرکت در فاصله زمانی که در این فضای میانجی طی می­شود، کم کم محو می­گردد. این فضایی است که واسطه میان بشریت (میدان برون) و روحانیت (شبستان درون)، عالمی است میان جسم و روح و سیری است برای رساندن انسان به نیستی و به هیچ، و جایی که از بند حواس رهایی یابد و ظواهر و زوائد را بشناسد و از خود دور کند، خود را درک کند و به دریای حقیقت بپیوندد و راه رسیدن به فطرت را طی کند.

 انعطاف پذیری

  در معماری و طراحی منظور از واژه انعطاف پذیر قابلیت تغییر در فضای ساخته شده و امکان تغییر آن برای دست یافتن به شرایط نیازها و استفاده­های جدید است. این تعریف یکی از اصول شکل­گیری معماری بویژه معماری مسکونی در ایران است.

در این معماری همه چیز در حال تغییر و تحول است. و برای فضا نمی­توان حد و مرزی تصور کرد. عدم قطعیت فضایی و حرکت فضایی در فضای دیگر از ویژگیهای معماری سنتی ایرانی است.

 

انعطاف­پذیری در معماری ایرانی را می­توان در سه گونه تنوع­پذیری، تطبیق­ پذیری با هم مقایسه نمود. تنوع­پذیری و مفهوم فضای چند عملکردی از ویژگیهای درونی خانه­های سنتی است. این مفهوم با زندگی روزمره مردم هماهنگی وسازگاری کامل داشته و به گونه­ای سیال در فضاهای کالبدی خانه جریان داشته است. اتاق در مسکن ایران، جابجایی وسایل و مبلمان عملکردهای گوناگونی می­پذیرد، صبح هنگام بساط صبحانه پهن می­شود پس از آن وسایل کار آورده می­شود، ظهر، سفره نهار پهن می­شود و همه افراد دور آن می­نشینند و شب هنگام پهن کردن رختخواب افراد را برای خواب آماده می­کند، غیر از اتاق بقیه فضاهای مسکن نیز نظیر ایوان و حیاط عملکردهای متنوعی با گذشت زمان می­پذیرند. در خانه سنتی ایران تنوع­پذیری با تبعیت نقشه خانه از یک الگوی عام و مبتنی بر نظام مهندسی پیمون امکان پذیر می­شود. حیاط خانه به دلیل قرارگیری در مرکز خانه محل تقسیم عملکردها بوده و قابلیت تبدیل به فضایی جمعی برای میهمانی­ها و جشن­ها داشته است.

در مساکن ایرانی عمق فضاهای نورگیر در جهت­های مختلف حیاط متفاوت می­باشد و قابلیت دسترسی خنثی به اتاقها از طریق حیاط و راهروهای ارتباطی (تختگاه) تنوع عملکردی اتاقها را میسر می­­ساخته است. تختگاه گاهی خود به صورت فضای چند عملکردی در مواقع مختلف استفاده می­شده است.

در عناصر تشکیل دهنده اتاق در خانه ایرانی،  لایه­های عملکردی دیوار کارکردهای متنوعی را پاسخ می­گوید. عناصری چون طاقچه و رف ضمن سبک کردن ساختمان و کاهش ضخامت دیوار محل­های مناسبی برای اشیاء مورد نیاز زندگی فراهم می­آورند.

تطبیق­پذیری و قابلیت جابجایی در بخش­ها و فضاهای خانه به عامل زمان و تغییر روز و شب و فصلهای سال بستگی واضح­تری دارد. برای تطبیق عناصر فضا با عملکردهای مختلف،  حیاط در معماری ایرانی تنظیم­کننده تمامی تغییرات مورد نیاز در مقیاسهای مختلف ارتباطات داخلی خانه است. ساخت حوض و کاشت گیاهان مناسب به همراه استفاده از عناصر نیمه ثابت نظیر تخت در تطبیق فضای حیاط با نیازهای فصل تابستان عناصر موثرند.

در خانه ایرانی تفکیک نیازهای فضاهای تابستان نشین و زمستان نشین در تطبیق فضاها با نیازهای ساکنین در طی فصول سال نقش مهمی را ایفا می­کرده است.

عناصر خرد دیگری چون در و پنجره، عملکردهای متنوعی چون امکان  عبور و ارتباط با حیاط و نوردهی به فضاهای داخلی را به طور همزمان به عهده داشته­اند. با باز کردن پنجره­های ارسی عملاً شاه نشین به ایوان وصل می­شود، چنانکه گویی به حیاط گره خورده است. این پنجره­ها همچنین با تنوع در نقشهای هندسی و استفاده از شیشه رنگی با گردش شبانه­روز و تغییر تابش نور، فضاهای داخلی متنوعی را بوجود می­آورند.

قابلیت تغییر­پذیری، امکانِ تغییر و تفکیک بخش­های خانه را حتی برای عملکردهای دیگر به خوبی ایجاد می­کند. در خانه­های ایرانی تغییر نظام خانواده و نیاز به فضاهای زندگی با مساحت کمتر، و متنوع­تر، تفکیک حیاط­های چندگانه خانه­های مسکونی ایرانی را موجب شده است. نظام ساختمانی خانه­های سنتی ایرانی با استفاده از پیمودن کوچک و بزرگ امکان ایجاد یک معماری انعطاف­پذیر را فراهم کرده­اند.

 

 سلسله مراتب

 یکی از اصول معماری ایران، وجود نظام ترتیب و توالی در جایگیری فضاها و عملکردها و وقوع فعالیت­ها، دیدها و حرکتهاست، ترتیب و توالی فضاها از این باور نشئت می­گیرد که در سیر تدریجی فضاها تا رسیدن به فضای مقصد درک و احساس در یک جریان پیوسته رشد و کمال و آماده سازی  برای نیل به شاهد مقصود قرار می­گیرند.

وجود سلسله مراتب در معماری، به نحو بارزی در ارتباط با مفهوم محرمیت در فرهنگ ایرانیان می­باشد. محرمیت در این معماری، فضاهایی با روحیه و کارکردهای گوناگون می­آفریند و آنها را به بخش­های عمومی، نیمه­عمومی، خصوصی و نیمه خصوصی تقسیم می­کند.

این عرصه­ها بطور مشخصی از هم تفکیک شده­اند و نمود آن در مقیاس کلان یا به صورت ایجادبخشهای اندرونی و بیرونی و حیاطهای متعدد با ورودی­های جدا از هم است و یا در مقیاس خرد از طریق ساخت عناصر نیمه تثبیت شده که از دسترسی و یا دید مستقیم جلوگیری می­کند مانند حصیر، پرده، دیوار مشبک و شیشه رنگی یا مات.

سلسله مراتب در دو مقیاس شهری و تک بنا در معماری ایران قابل بررسی است. در ایران، این نظام فضایی اولیه که حاصل سلسله مراتب پیوسته­ای از فضاهاست به راستای اصلی مسیر بازار ربط دارد که به طور سنتی از یکی از دروازه­های اصلی شهر آغاز می­شود و معمولاً از میان شهر تا به دروازه متقابل ادامه می­یابد و یا به فضای هسته­ای محدوده یک کاخ یا مسجدی شکوهمند متصل می­گردد. نظام­های فضایی ثانویه (فرعی) از قبیل کوچه­های رو به محله­های مسکونی همچون شاخه­هایی از یک رودخانه از مسیر اصلی بازار منشعب می­گردند. فضاهای بسته از قبیل دکانهای راستای بازار و حجره­های پیرامونی حیاط مدارس، کاروانسراها یا حتی خانه­ها، وجودشان را مدیون اتکا به فضاهای اولیه، ثانویه یا هسته­ای اند. همبندی یک فضا به فضای دیگر ناگزیر از الگوی بنیادی اتصال، انتقال، و وصول پیروی می­کند. 33

پس از گذشتن از سلسله مراتب شهر و رسیدن به خانه ورود به آن نیز دارای سلسله مراتبی است. در خانه ایرانی شخص پس از گذر از در به فضای هشتی می­رسد که نیمه عمومی است و نیمه ایستا، سپس از دالان می­گذرد و به حیاط خانه می­رسد. حیاط به عنوان یک فضای واسط به فضاهای پیرامون خویش معنی داده و روابط عملکردی و مراتب بعدی دسترسی را سامان می­بخشد. ایوان نیمه خصوصی، نیمه باز و سپس اتاق (خصوصی – بسته) در لایه­های بعدی بدنه حیاط قرار می­گیرند. در خانه ایرانی نیز شخص گذر از کل به جزء را در ارتباط با فضا و زمان در می­یابد.

در تعریف سلسله مراتب فضا، نور نیز نقش عمده­ای دارد. حیاط کاملاً روشن و فضای حرکت و فعالیت است. ایوان سایه است و فضایی نیمه پویا و نیمه ایستاست و برای سکون موقتی به کار می­رود و در نهایت اتاق که تاریک است و نقطه نهایی مسیر حرکت است.

|+| نوشته شده توسط سامان فیروزبهر در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390  |
 
 
بالا